زمانی که سکوت در ایجاد برند شخصی تان کلید طلایی است!

کلمه مناسب ممکن است موثر باشد، اما هیچ کلمه‌ای تا به حال به اندازه یک مکث به موقع موثر نبوده است.

مارک تویین

بسیاری از مواقع دشوار است که پاسخ کسی را ندهیم، به خصوص وقتی که احساس می‌کنیم مورد حمله و نقد قرار گرفته‌ایم. انگیزه طبیعی ما این است که با حالتی تدافعی واکنش نشان دهیم و اغلب واکنش آنی ما باعث بدتر شدن اوضاع می‌شود. بدون فکر سخن گفتن، می‌تواند باعث شود که شما با حالتی دفاعی، ذهنی بسته، خصمانه و نامطمئن به نظر برسید و به فرد دیگر اجازه دهید که فکر کند شما فرد حقیری هستید. خویشتن داری به بلوغ احساسی نیاز دارد و زمانی که کسی به طور مداوم شما را وارد تنش می کند، چالش برانگیز است. گاهی اوقات بهترین پاسخ به یک فرد دردسرساز، پاسخ ندادن یا حداقل پاسخ سریع ندادن است.

ساکت ماندن در وضعیت‌های مشخص مانع از گفتن چیزهایی می‌شود که بعدا از گفته شدنش متاسف می شویم و اجازه می‌دهد زمان واکنش مناسب را ایجاد کنیم و تصمیم بگیریم تا دیدگاه‌های خود را زمانی که در وضعیت کم‌تر احساسی هستیم، بیان کنیم.

صحبت نکردن لزوما یک رویکرد انفعالی در روابط نیست. در حقیقت، این می‌تواند منادی ایجاد روابط قوی با ارتباط سالم باشد. زمانی که آرام هستید، می‌توانید خویشتن نگری داشته باشید، به نیازهای فرد دیگر توجه کنید و نسبت به آنچه که برای فرد دیگر اهمیت دارد، حساس‌تر شوید. چون شما به دنبال ایجاد یک رابطه کسب ‌وکار و یا شخصی هستید، گوش دادن فعال در هنگام ساکت بودن می‌تواند به شما اجازه دهد که فضای بیشتری برای پاسخ همراه با تفکر صرف کنید. شما می‌توانید احترام بیشتری به دست آورید و هنگامی که ساکت هستید، عاقل‌تر به نظر می آیید.

سوالی که پیش می آید اینست که چگونه می‌توانید بفهمید چه زمانی باید افکار خود را به اشتراک بگذارید و چه زمانی بهتر است ساکت بمانید؟ چه زمانی باید از صحبت کردن خودداری کنید؟

افراد تمایل دارند بیشتر به کسی گوش دهند که سخنور است و چیز با ارزشی برای گفتن دارد نه کسی که همواره حرف می زند . به خودتان فکر کنید که این بهترین کار برای خودداری کردن از زدن هر حرفی است. این فکر کردن می تواند برای درخواست نصحیت کردن از دیگران، سوال پرسیدن از دیگران، ارائه ی دیدگاه خود یا فقط گوش کردن به دیگران باشد. درنگ کردن منجر به پاسخی از طرف شما می شود که می تواند به شما در تشخیص اینکه آیا باید از صحبت کردن دوری کنید یا سخن بگویید، کمک کند.

– زمانی که عصبانی هستید

فرد عاقلی می گفت: ” کلمات شما مال شما هستند تا زمانی که آن‌ها را صحبت کنید. زمانی که آن‌ها بیرون می‌روند، در واقع به دیگران اجازه می‌دهید که آن‌ها را داشته باشند.” او همچنین می گفت: ” تصور کنید آن‌ها آخرین کلماتی هستند که در زندگی‌تان می گوید. اگر آن کلمات، آن‌هایی نیستند که واقعا به آن‌ها افتخار می‌کنید، دوباره فکر کنید و شاید این به شما کمک ‌کند تا زمانی که برانگیخته شده‌اید، از گفتن هر حرفی اجتناب کنید.

– رسیدگی به شکایات

زمانی که کسی در مورد شما و یا کسب ‌وکارتان شکایتی را به اشتراک می‌گذارد، معمولا بهتر است که ساکت بمانید و به آن‌ها گوش دهید. شما می‌توانید در مورد خودتان از مشتریان، همکاران و یا رئیستان که به شما بازخورد می‌دهد، یاد بگیرید. سعی کنید هسته حقیقت را در چیزی که می‌گویند حتی اگر غیر منطقی و یا بیش از حد خشن به نظر می‌رسد، ببینید و از قضاوت کردن تا روز بعد اجتناب کنید؛ سعی کنید برای بدست آوردن دیدگاه کامل به حرفها گوش دهید. حتی می‌توانید بگویید، من خیلی دوست دارم قبل از اینکه جواب بدهم به این موضوع فکر کنم. داشتن کنترل بر روی خود در وضعیت‌های پرتنش دشوار است. مثل وزنه بلند کردن است. هر چه بیشتر ماهیچه را تمرین دهید، این کار راحت‌تر می‌شود. همیشه بهتر است که در مورد آنچه می‌گوییم زمانی که در حالت غیر عاطفی هستیم تصمیم‌گیری کنیم.

وقتی بحث درباره شکایات مشتریان مطرح می‌شود، ساکت بودن و گوش دادن به مسائل آن‌ها برای توسعه اعتماد حیاتی است. این کار شنونده خوبی بودن را نشان می‌دهد و می‌تواند شروع یک رابطه مثبت با مشتری باشد.

گوش دادن به مشتریان بهترین راه برای مشتریان است که درباره مشکلاتی که دارند بازخورد دهند. بازخورد مشتری مانند طلا در یک رابطه تجاری است؛ به شما این امکان را می‌دهد که قبل از تشدید، مشکلات را شناسایی کرده و حل کنید و می‌تواند رابطه بین شما و مشتریان را تقویت کند. همین مساله در ارتباط با یک رئیس یا همکار نیز صادق است. اگر آن‌ها انتقادی از شما داشته باشند، انگیزه طبیعیتان این است که تدافعی باشید. دانستن اینکه طرف مقابل چه انتظاری از شما دارد می‌تواند به شما کمک کند تا رفتار و مهارت‌های خود را برای رفع نیازهایشان به کار ببرید. در بسیاری از موارد، این می‌تواند منجر به همکاری بهتر و رابطه رضایت بخش تری شود.

– زمانی که مشتریان بازخورد می‌دهند

زمانی که مشتریان داستان خود را به اشتراک می‌گذارند، تنها فقط نقاط ضعف را به اشتراک نمی‌گذارند. آن‌ها در واقع می‌توانند به شما یاد دهند که چطور محصول، خدمات و کسب ‌وکار خود را بهبود بخشید. گوش دادن و ساکت ماندن اجازه می‌دهد فضا برای آن‌ها فراهم شود تا دیدگاه‌های خود را به اشتراک بگذارند که می‌تواند به شما کمک کند تا بتوانید به شکلی موثرتر با نیازهای مشتریان آشنا شوید.

– در یک رابطه جدید

بسیار هوشمندانه است که هنگام ورود به یک رابطه جدید، از زیاد حرف زدن خودداری کنید. سوالات پایان باز بپرسید و سپس صبر کنید تا واکنش فرد دیگر را بشنوید. شما می‌توانید چیزهای مهم را در مورد گذشته و علایق فرد دیگر یاد بگیرید که می‌تواند به شما کمک کند تا مشخص کنید در کدام حوزه ها مشابه هستید و تفاوت شما کجاست. اطلاعات درباره خود را به اشتراک بگذارید تا اطلاعات بیشتری در مورد فرد دیگر و دیدگاه های او بدانید. به این ترتیب احتمال بیشتری وجود دارد که زمینه مشترک پیدا کنید و احتمال کمتری وجود دارد که چیزی بگویید که ناخواسته توهین‌آمیز و یا خصومت آمیز باشد.

– زمانی که فردی مخالف است

گاهی اوقات کمتر حرف زدن یا هیچ چیز نگفتن بهتر از دفاع از موقعیتتان است. وقت‌هایی هست که قبول مخالفت فرد بیشتر از تلاش برای متقاعد کردن فرد برای خرید کردن مفید است. برای نشان دادن بلوغ عاطفی و بصیرت خود انتخابی عمل کنید. نیاز به برنده شدن در هر دعوا یا اثبات حق شما در هر موضوعی، این حس را می‌دهد که همه چیز را می دانید و مردم را از خود دور می کنید . بهتر است به عنوان کم حرف شناخته شوید تا به عنوان فردی متعصب و پرحرف.

– زمانی که دیگران شایعه سازی می کنند

همیشه بهتر است از شایعه سازی اجتناب کنید و از شرکت در شایعه‌ پراکنی خودداری کنید. گپ زدن های بیهوده فقط منجر به ناسازگاری می‌شود و اصول اخلاقی را در یک گروه درهم می‌کشد. افراد خبرچین ممکن است فکر کنند که کار جالبی انجام می دهند در حال که سیگنالی بلند را به افراد دیگر می‌فرستند که می گوید قابل‌اعتماد نیستند. مردم فکر می‌کنند که اگر او امروز درباره این فرد صحبت کند، فردا می‌تواند درباره من صحبت کند. شایعه سازی می‌تواند شهرت شما را برای ایجاد حس نیت و پتانسیل رهبری، کاهش دهد. یک رهبر واقعی نقاط قدرت را در دیگران مشخص می‌کند و به آن‌ها قدرت می‌دهد تا قوی باشند. خبرچین ها برعکس عمل می‌کنند. آن‌ها فردی را که درباره اش وراجی می‌کنند و همچنین خودشان را تضعیف می‌کنند.

– زمانی که یک نفر دیگر صحبت می‌کند

البته، سکوت همیشه روش درست در کسب ‌وکار نیست. وقت‌هایی هست که صحبت کردن می‌تواند موفقیت در یک معامله تجاری را ایجاد کند و یا می‌تواند از وقوع یک فاجعه جلوگیری نماید. اگر می‌دانید که چیزی اشتباه است و شما کسی هستید که می‌تواند وضعیت را بهبود بخشد، پس ارزشش را دارد که صحبت کنید. چالش برای زمانی که صحبت می کنید و زمانی که در مورد موضوع صحبت نمی کنید، موضوع احتیاط و بصیرت است. یک فرد خردمند می‌تواند تشخیص دهد چه زمانی برای هشدار دادن به دیگران از یک مشکل قریب‌الوقوع زمان مناسبی است و می‌داند چگونه آن پیام را تحویل دهد تا اعتبار و برند شخصی اش را بالا ببرد.

اگر کسی هستید که به طور معمول ساکت و آرام هستید، این توصیه ممکن است برای شما ضروری نباشد. شما می‌توانید فرد درون‌گرا با بینشی بزرگ باشید که با خودداری کردن از به اشتراک گذاری راحت‌تر باشد. اگر این برای شما صادق است، ممکن است لازم باشد خودتان را وادار به صحبت بیشتر کنید. اما اگر شما به طور معمول اولین کسی هستید که حرف می‌زنید و اغلب متاسف هستید که خیلی زود صحبت کردید، ممکن است بخواهید کم‌تر واکنش نشان دهید و قبل از اینکه صحبت کنید، روی وضعیت خود تامل کنید. با خودتان فکر کنید، آیا صحبت کردن من، مرا به این فرد یا این گروه نزدیک‌تر می‌کند؟ اگر پاسخ شما یک “بله” قطعی نباشد پس بهتر است که کمتر صحبت کنید.

Beth Kuhel