تبلیغات در شبکه های اجتماعی , ۱۰ اشتباه رایج


متاسفانه بسیاری از بازاریاب ها در دنیای امروزی فاقد چنین نگاهی هستند (من نیز گاهی اوقات همینطورم). چنین بی‎احتیاطی همیشه شکایت های کاربران شبکه های اجتماعی را در پی دارد: «لطفا نمونه های تبلیغاتی بد را با الگوهای خوب جایگزین کنید». بی‎شک در دنیای بازاریابی و تبلیغات امکان صرف نظر از خواست مخاطب وجود ندارد، بنابراین باید به حرف آنها گوش داد.

در این مقاله هدف اصلی ما بررسی ۱۰ اقدامی است که باید همین امروز اجرای آنها در شبکه های اجتماعی را متوقف سازید. در عوض به راهکارهای جایگزین برای پیگیری بهتر فعالیت برندمان در شبکه های اجتماعی نیز خواهیم پرداخت.

۱- استفاده بیش از اندازه از هشتگ ها

تردید نیست که هر برندی علاقه من به جلب نظر مخاطب در توییتر و اینستاگرام است. در هر صورت کاربران معمولی نیز هدف اصلی خود از کاربرد هشتگ ها را مشاهده بیشتر مطالب خود عنوان می کنند. با این حال استفاده بیش از اندازه هشتگ ها تمام اهداف برندمان را بر باد می دهد. به همین خاطر نخستین توصیه این مقاله توقف فرآیند استفاده بیش از حد هشتگ ها خواهد بود.

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

دلیل اصلی تاکید بر روی توقف این اقدام جلوه نامناسبش است. وقتی یک برند بیش از حد به هشتگ ها می پردازد، مانند شخصیتی کارتونی و غیرعادی نزد مخاطب جلوه گر می شود. پیش‏فرض ابتدایی بسیاری از افراد برای چنین اقدامی تلاش به منظور جلب توجه بیشتر مخاطب و افزایش شمار فالوورهاست. اگرچه در برخی موارد این اقدام موفقیت‎آمیز است، اما نتیجه نهایی همیشه مشخص خواهد بود: ناامیدی مخاطب از اتکای بیش از حد ما بر روی هشتگ ها. همچنین باید توجه داشت که شمار بالای هشتگ ها همیشه موارد نامربوط به کسب وکار ما را نیز در خود دارند، بنابراین در متن مان حداکثر باید هشت کلمه را به صورت هشتگ درج کنیم. در غیر این صورت مخاطب قید مطالعه محتوای ما را خواهد زد.

راهکار جایگزین

به هنگام انتخاب هشتگ هوشمندانه عمل کنید، بنابراین هشتگ های ما باید برجسته ترین کلمات مطلب مان باشد. به این ترتیب مخاطب توجه بیشتری به آنها نشان می دهد. یکی از مشکلات عمده برندهای علاقه‎مند به کاربرد هشتگ های زیاد گزارش مزاحمت از سوی کاربران است. درست به همین خاطر اغلب این صفحات با محدودیت هایی از جانب پلتفرم های مورد نظر مواجه می شوند.

اشتباهات بازاریابی شبکه های اجتماعی

۲- حمله به سوی همه ترندها

شمار بسیار زیادی از ما علاقه‎مند به افزایش شباهت با دیگران هستیم. راهکار ما نیز در اغلب موارد انجام کارهای محبوب نزد اکثر مردم یا کسب وکارهاست. بدون تردید هر ترندی مناسب برند ما نیست. به همین دلیل هجوم به تمام ترندهای مطرح برند ما را بی‎فکر و ساده‏لوح نمایش می دهد.

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

دلیل اصلی توقف چنین کاری جلوگیری از نمایش جلوه ای احمق از برندمان است. با اندکی تامل به خوبی اشتباه اصلی پشت پرده چنین اقدامی کشف می شود: بی‏هویت ساختن برندمان. برندی که تن به هر ترندی می دهد، در حقیقت هویت خود را زیر سوال می برد. درست به همین دلیل برندهای مطرح هیچ‎گاه اقدام به مشارکت در تمام ترندهای داغ روز نمی کنند.

راهکار جایگزین

افزودن ارزش به جای سر و صدا راهکار جایگزین این بخش است.

پیش از آنکه دکمه «انتشار» محتوای مان را فشار دهیم، باید از نزد خود به چنین پرسشی پاسخ دهیم: آیا مدیرعامل شرکت من انتشار چنین مطلبی را ادامه فرآیند موفقیت‎آمیز تبلیغات یا بازاریابی برندش تلقی خواهد کرد؟ اگر پاسخ منفی بود، آنگاه باید در مورد انتشار مطلب مان تجدیدنظر کنیم.

۳- به اشتراک‎گذاری بیش از حد

بدون تردید همه بازاریاب ها با ضرب‎المثل قدیمی در این حوزه آشنایی دارند: به اشتراک‏گذاری محتوا بیانگر اهمیت مخاطب نزد ماست. با این حال گاهی اوقات اشتراک بیش از حد محتوا حالت معکوس در بر دارد.

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

دلیل اصلی توقف این کار پرهیز از نمایش حالتی مسخره، احمق و تازه به دوران رسیده است. وقتی ما محتوای زیادی در طول روز بارگذاری می کنیم، درست مانند فردی هستیم که از تمام لحظات زندگی اش استوری می گذارد. بی‎تردید هیچ‎کس افراد بیش از اندازه وابسته به شبکه های اجتماعی و معتاد به بارگذاری محتوا را دوست ندارد.

راهکار جایگزین

به یاد داشته باشید که برند شما یک جلوه عمومی دارد. بدون تردید در این جلوه عمومی باید باهوش، سرگرم‎کننده و واضح به نظر برسیم. با این حال مهم ترین ویژگی یک برند در شبکه های اجتماعی نمایش جلوه حرفه ای خود است. مخاطب برند ما انتظارات مشخصی دارد. در صدر این انتظارات رفتار حرفه ای جای دارد. با نگاهی کوتاه به فهرست برندهای موفق هیچ‎کدام از آنها دارای رفتار غیرحرفه ای نیستند. به همین دلیل ما نیز باید با انتشار مطالب ارزشمند و زمان بندی مناسب جلوه حرفه ای از برندمان به نمایش بگذاریم.

۴- بارگذاری پیامی واحد در کانال های متفاوت

بی‎شک در دنیای کسب وکار همه ما درگیر مشکلات و مسائل زمان بری هستیم. به این ترتیب زمان بدل به طلا برای کارآفرینان می شود. بازاریاب های دیجیتال هم از این قاعده مستثنا نیستند. با این حال راهکارهای بسیار بهتری از بارگذاری مطالبی یکسان در توییتر، فیس‎بوک، اینستاگرام، اسنپ چت، پینترست و سایر شبکه های اجتماعی وجود دارد. گمان می کنم با همین چند جمله کوتاه هم منظور اصلی این بخش را فهمیده باشید.

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

با این کار برند ما تنبل و حتی خودخواه به نظر می رسد. به اشتراک‎گذاری پیامی واحد در شبکه های اجتماعی مختلف هیچ‎وقت ایده مناسبی نیست. پلتفرم های مختلف دارای تفاوت های آشکاری با هم هستند. به همین خاطر بارگذاری محتوا در آنها نیازمند بررسی و ایجاد تغییراتی در محتوای مورد نظر است. به علاوه، با بارگذاری محتوایی یکسان در شبکه های اجتماعی طرفداران ما ناامید خواهند شد، چراکه به طور مداوم محتوایی تکراری در پلتفرم های مختلف مشاهده خواهند کرد.

راهکار جایگزین

پرورش استراتژی منسجم در راستای تولید محتوای مختلف برای هر شبکه اجتماعی بهترین اقدام خواهد بود. اگر برند شما بودجه و زمان کافی برای این کار ندارد، توصیه من ایجاد اندکی تغییر در محتوا و سپس بارگذاری اش در شبکه های اجتماعی مختلف است. این اعمال تغییرات باید هماهنگ با ویژگی های منحصر به فرد هر شبکه اجتماعی باشد.

۵- عدم پاسخگویی به مخاطب ها

بسیاری از برندها و بازاریاب ها در فضای شبکه های اجتماعی فقط به دنبال تولید محتوای تازه و توسعه آن از طریق کانال های تبلیغاتی پلتفرم ها هستند. به بیانی دیگر، آنها به محض بارگذاری یک پست و دریافت واکنش مناسب از سوی کاربران به سراغ پست بعدی می روند.

توصیه محوری من در این بخش پاسخگویی به واکنش مخاطب ها به جای عبور از آن با بی‎تفاوتی است.

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

شبکه های اجتماعی فقط معطوف به برند ما نیست. باز هم تاکید می کنم، شبکه های اجتماعی مانند مکالمه ای دوطرفه است، نه تلفنی یک‎سویه. اگر به این نکته توجه نکنیم، در دنیای تکنولوژی برند ما هویتی تاریک و بدون چهره جذاب به دست خواهد آورد.

آیا شما به هنگام قدم‎زنی با یکی از دوستان‎تان در خیابان اگر فردی به شما سلام کند، بی‎تفاوت به راه تان ادامه می دهید؟ شرایط در شبکه های اجتماعی نیز تا حد زیادی به همین شکل است.

راهکار جایگزین

به عنوان یک برند حرفه ای باید همیشه برنامه ای منسجم برای گفت‎وگو با مخاطب ها داشته باشیم. در برخی موارد طرح سوالات مختلف، شوخی، ارائه اطلاعات دقیق تر و ترغیب آنها به مشارکت با برندمان کارساز خواهد بود. همچنین به یاد داشته باشید که پیام های خصوصی کاربران به برندمان همیشه باید در کوتاه ترین زمان ممکن پاسخ داده شود.

اشتباهات بازاریابی شبکه های اجتماعی

۶- خصوصی نگه داشتن اکانت برندمان در شبکه های اجتماعی

متاسفانه امروزه عادت بد خصوصی نگه داشتن اکانت در میان برندها رایج شده است. اگر به راستی علاقه‏مند به انتشار محتوای مربوط به برندتان به صورت خصوصی هستید، چرا در شبکه های اجتماعی به عنوان برند فعالیت دارید؟ بستن صفحه رسمی تان و فعالیت در قالب اکانتی شخصی با حضور تنی چند از مدیران ارشد بهتر نیست؟

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

آیا شما خیلی تنبل هستید؟ چیزی برای مخفی ساختن دارید؟ آیا شبکه های اجتماعی اصلا ارزشش را دارد؟ این پرسش ها پس از مشاهده اکانت خصوصی برندمان از سوی طرفدارهای مان مطرح خواهد شد.

نکته مهم در مورد اکانت های خصوصی برندها عدم جذابیتش برای مخاطب است. در حقیقت مخاطب با جست‎وجویی ساده در گوگل امکان فهم قالب کلی محتوای صفحه ما را خواهد داشت، بنابراین نقشه ما برای ترغیب مخاطب به فالو اکانت مان بی‎نتیجه باقی می ماند. همچنین در این اکانت ها امکان استفاده از هشتگ نیز وجود ندارد.

راهکار جایگزین

اگر واقعا به دنبال افزایش سطح رابطه میان برندتان و مخاطب ها هستید، به جای شخصی‎سازی اکانت به سراغ درج لینک عضویت در خبرنامه یا سایت برندتان بروید. به این ترتیب مخاطب دامنه انتخاب وسیع تری برای تصمیم‎گیری خواهد داشت. برخی از برندها نیز پیامی ساده در عین حال تاثیرگذار برای فالوورهای تازه شان ارسال می کنند. یک پیام ساده «از اینکه ما را دنبال کردید، متشکرم» کافی به نظر می رسد.

۷- بحران تشکرهای خودکار

پیش از رواج اتوماسیون های پاسخگویی انبوه به کاربران ترکیب جمله «متشکرم» معنای خاصی در روابط اجتماعی داشت. با این حال اکنون این جمله بدل به یکی از ساده ترین جملات ممکن شده است. در حقیقت سپاس‏گذاری به این صورت دیگر جلوه منحصر به فرد خود را از دست داده است.

علاوه بر اینها، به راستی چه کسی علاقه‏مند به دریافت پاسخ کامنتش از سوی روبات های خودکار است؟

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

دلیل این امر بسیار ساده است: هیچ‏کس علاقه ای به ارتباط با روباتی فاقد عواطف انسانی ندارد. امروزه کاربران بسیار هوشمند شده اند. به همین دلیل به آسانی تفاوت میان کامنت واقعی برندها با نمونه مربوط به روبات ها را متوجه می شوند.

راهکار جایگزین

اگر قصد جلب نظر مخاطب تان را دارید، باید به فکر پیام هایی جذاب تر باشید. همچنین استفاده از اتوماسیون ارسال پیام را نیز متوقف کنید. در غیر این صورت مخاطب ما احساس مناسبی از دریافت پیام های مان نخواهد دشت. هر چقدر خلاقیت ما در پاسخگویی واقعی به کامنت ها و پیام های کاربران بیشتر باشد، موفقیت ما نیز بیشتر خواهد شد.

۸- بارگذاری بی‎هدف پست

بسیاری از برندها به جای برنامه‎ریزی برای تولید محتوا و پست های جذاب به طور بی‎هدف اقدام به انتشار مطلب می کنند. دلیل اصلی چنین اقدامی از سوی آنها نیز واضح است: تلاش برای حضور مداوم در جلوی چشم های مخاطب. شاید این شیوه تا همین چند سال پیش تاثیر کمابیش مطلوبی داشت، اما اکنون دیگر به کار برندها نخواهد آمد.

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

با این کار برند ما مانند یک ماشین تولید محتوا به نظر می رسد. بدون تردید کمتر مخاطبی علاقه ای به مشاهده یک برند بدون هدف در شبکه های اجتماعی دارد. اگر این روند ادامه پیدا کند، به تدریج محتوای برندمان دیگر اهمیتی برای مخاطب نخواهد داشت.

راهکار جایگزین

شناخت مخاطب همیشه اهمیت دارد. وقتی برند ما شناخت مناسبی از مخاطب خود داشته باشد، توانایی تولید محتوای مطابق با میل آنها را نیز خواهد داشت.

۹- حذف نظرات منفی

این کار به هیچ وجه توصیه نمی شود. نتیجه آن بر روی آینده برندمان به هیچ‎وجه مناسب نیست. شاید برخی از کشورها اینترنت را سانسور کنند، اما شما به عنوان یک برند در جایگاه مناسب برای این کار نیستید.

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

دلیل اصلی توقف این اقدام عدم اعتماد مردم به برندمان است. وقتی یک بازاریاب دیجیتال یا برند شروع به حذف واقعیت ها کند، دیگر دلیلی برای اعتماد به آن وجود نخواهد داشت.

راهکار جایگزین

فهم چرایی دریافت بازخورد منفی اهمیت بالایی دارد. بی‎شک همیشه افرادی هستند که عملکرد ما مورد پسندشان نیست. یک برند بدون منتقد همیشه در حال سانسور منتقدین است، بنابراین از وجود برخی کامنت های منفی هراس نداشته باشید. به علاوه در صورت دریافت پیام منفی باید به دنبال ریشه‎یابی و حل مشکل نهفته در پشت آن نیز بود.

۱۰- بارگذاری پست به جای گفت‎ و گو

اغلب شرکت ها تمرکز خود را روی انتشار محتوا به جای تلاش برای ایجاد فضای گفت‎وگو قرار می دهند.

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

ایراد اصلی این شیوه حفظ فاصله میان برندها و مخاطب از طریق انتشار صرف مطالب است. وقتی تمام تمرکز برند ما روی انتشار مطلب قرار دارد، آیا فرصتی برای آشنایی بیشتر با مخاطب ها فراهم می شود؟

راهکار جایگزین

نقطه ثقل توجه تان را تغییر دهید. با کاهش وسواس مان بر روی انتشار مطالب تازه و تلاش بیشتر برای برقراری ارتباط از طریق گفت وگوی دو جانبه فرآیند جذب مخاطب برندمان تاثیرگذارتر خواهد شد.


ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • 2 × 5 =